به گزارش موج ساحل- ضعف کودک در خواندن، املا یا ریاضی لزوماً به معنای ابتلا به اختلال یادگیری نیست و میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. نسیم جعفری، روانشناس و درمانگر کودک و نوجوان، در یادداشتی که در اختیار «موج ساحل» قرار داده، به تفاوت میان ضعف درسی، اختلال یادگیری و مشکلات توجه و اهمیت ارزیابی تخصصی کودکان پرداخته است.
آیا هر ضعف درسی به معنای وجود اختلال یادگیری است؟ پاسخ منفی است.
کودکی که در خواندن یا املا ضعیف است، لزوماً دچار اختلال یادگیری نیست. گاهی علت ضعف تحصیلی میتواند آموزش ناکافی، غیبتهای زیاد، تمرین نامناسب، مشکلات زبانی، ضعف توجه، مشکلات هیجانی، مشکلات بینایی یا شنوایی و عوامل دیگری باشد.
حتی ممکن است کودک به آموزش بیشتری نیاز داشته باشد و با دریافت آموزش مناسب و هدفمند، عملکرد او به شکل قابلتوجهی بهتر شود.
به همین دلیل، در بررسی مشکلات یادگیری باید مشخص شود که مشکل کودک تا چه اندازه پایدار و معنادار است و آیا با وجود دریافت آموزش مناسب همچنان ادامه دارد یا خیر.
پس جملهای مانند «املاش ضعیفه، پس اختلال یادگیری داره» از نظر علمی قابل قبول نیست. بهتر است بگوییم: «کودک در املا مشکل دارد و باید علت این مشکل بهصورت تخصصی بررسی شود.»
این تفاوت ساده میتواند از برچسبزدن زودهنگام به کودک جلوگیری کند.
یکی از اشتباهات رایج این است که نتیجه یک آزمون یا چکلیست را معادل تشخیص اختلال یادگیری بدانیم، در حالی که این دو با یکدیگر متفاوتاند.
غربالگری یعنی شناسایی کودکانی که احتمال دارد در یک حوزه مشکل داشته باشند و بهتر است بررسی دقیقتری درباره آنها انجام شود. اما ارزیابی تشخیصی فرایندی جامعتر است که اطلاعات مختلف درباره کودک را جمعآوری و تحلیل میکند تا مشخص شود مشکل دقیقاً چیست و چه عواملی در ایجاد یا تداوم آن نقش دارند.
بنابراین اگر کودک در یک آزمون خواندن، املا یا ریاضی عملکرد ضعیفی داشت، نتیجه آزمون میتواند هشداری برای بررسی بیشتر باشد، نه اینکه بهتنهایی تشخیص اختلال یادگیری محسوب شود.
گاهی معلم میگوید: «دانشآموز درس را بلد است، اما موقع انجام تکلیف دقت نمیکند.» گاهی هم والد میگوید: «هرچه تمرین میکنیم، باز هم همان اشتباهات را تکرار میکند.»
اما این مشکلات لزوماً به معنای اختلال یادگیری نیستند.
توجه و عملکردهای اجرایی میتوانند روی یادگیری خواندن، نوشتن و ریاضی تأثیر زیادی داشته باشند. از طرف دیگر، مشکل یادگیری نیز میتواند باعث شود کودک هنگام انجام تکالیف مربوط به یک حوزه خاص، سریع خسته یا بیانگیزه شود.
برای مثال، کودکی که در رمزگشایی کلمات مشکل دارد، ممکن است هنگام خواندن بسیار کند عمل کند و ظاهراً «بیدقت» به نظر برسد.
بنابراین متخصص باید بررسی کند که مشکل کودک در همه فعالیتها وجود دارد یا فقط در یک حوزه خاص؛ کودک در چه شرایطی بهتر یا بدتر عمل میکند؛ آیا مشکل توجه مستقل از تکالیف درسی نیز مشاهده میشود؛ عملکرد خواندن، نوشتن و ریاضی چگونه است؛ و آیا مشکلات دیگری همزمان وجود دارند.
هر کودک بیدقت، اختلال یادگیری ندارد و هر کودک دارای اختلال یادگیری نیز الزاماً مشکل توجه ندارد.
پایان/
وقتی افت تحصیلی را با اختلال یادگیری اشتباه میگیریم








دیدگاهتان را بنویسید