×
×

هزینه روانی مشاغل؛ بهایی که در فیش حقوقی نمی‌آید

  • کد نوشته: 26597
  • شهریور ۱۵, ۱۴۰۵
  • 51 بازدید
  • بسیاری از هزینه‌های یک شغل در فیش حقوقی دیده نمی‌شوند؛ از خستگی و فرسودگی ذهنی گرفته تا خوابی که به‌هم می‌ریزد و ذهنی که حتی پس از بازگشت به خانه همچنان درگیر کار است. هزینه روانی مشاغل، بهایی پنهان است که گاهی فرد، خانواده و حتی سازمان آن را پرداخت می‌کنند.
    هزینه روانی مشاغل؛ بهایی که در فیش حقوقی نمی‌آید
  • به گزارش موج ساحل- یادداشت: نجمه باقرزاده؛ وقتی از هزینه‌های یک شغل حرف می‌زنیم، معمولاً ذهنمان به سمت حقوق، بیمه، رفت‌وآمد، تجهیزات و ساعات کاری می‌رود؛ اما همه هزینه‌های یک شغل روی کاغذ ثبت نمی‌شوند. بعضی از آنها را باید در میزان خستگی، کیفیت خواب، آرامش ذهن، روابط خانوادگی و حتی زمانی که بعد از پایان ساعت کاری همچنان درگیر شغل خود هستیم، جست‌وجو کرد.

    ساعت کاری تمام شده است. کارمند از اداره بیرون آمده، کارگر شیفتش را تحویل داده، پرستار لباس کارش را عوض کرده و خبرنگار لپ‌تاپش را بسته است؛ اما برای بسیاری از افراد، پایان ساعت کاری به معنای پایان کار نیست.

    کار گاهی از محل کار تا خانه می‌آید؛ در قالب یک پیام، یک تماس، یک نگرانی، یک مسئله حل‌نشده یا فکری که مدام در ذهن تکرار می‌شود. بدن به خانه رسیده، اما ذهن هنوز در محل کار مانده است.

    اینجاست که باید از چیزی حرف زد که معمولاً در فیش حقوقی دیده نمی‌شود: هزینه روانی شغل.

    فشار کاری، حجم بالای مسئولیت، کمبود نیرو، ساعات طولانی یا نامنظم، ناامنی شغلی، نداشتن اختیار کافی، روابط نامناسب در محیط کار، آزار و تعارض میان کار و زندگی شخصی، از جمله عواملی هستند که می‌توانند سلامت روان کارکنان را تحت تأثیر قرار دهند.

    اما شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های این ماجرا جایی باشد که کار از درِ محل کار بیرون می‌آید و وارد خانه می‌شود.

    شغلی که تا خانه می‌آید

    گاهی ساعت کاری تمام شده، اما کار همچنان ادامه دارد.

    پیامی که باید پاسخ داده شود، تماسی که ممکن است هر لحظه برقرار شود، کاری که برای فردا مانده، جلسه‌ای که مدام در ذهن مرور می‌شود یا نگرانی از اینکه مبادا کاری اشتباه انجام شده باشد.

    در ظاهر، فرد در خانه است؛ اما ذهنش همچنان مشغول کار است.

    اینجاست که مرز میان زندگی شغلی و شخصی کم‌کم محو می‌شود. خانه‌ای که باید محل استراحت و بازیابی انرژی باشد، تبدیل می‌شود به ادامه نامرئی محل کار.

    فرد شاید روی مبل نشسته باشد، کنار فرزندش باشد یا با همسرش شام بخورد، اما بخشی از ذهنش همچنان درگیر اتفاقات محل کار است.

    اگر این وضعیت هر روز تکرار شود، دیگر فقط یک پیام یا یک تماس ساده نیست؛ تبدیل به الگویی می‌شود که فرصت واقعی استراحت را از انسان می‌گیرد.

    خانواده؛ بخشی از هزینه را می‌پردازد

    فشار شغلی همیشه فقط به خود کارمند آسیب نمی‌زند.

    گاهی خانواده هم بخشی از هزینه شغلی را پرداخت می‌کند.

    آدمی که تمام روز تحت فشار بوده، ممکن است وقتی به خانه می‌رسد، دیگر انرژی گفت‌وگو، بازی، معاشرت یا حتی شنیدن حرف‌های اعضای خانواده را نداشته باشد.

    ممکن است کنار فرزندش باشد اما حواسش به تلفن همراه باشد. ممکن است با خانواده شام بخورد اما ذهنش درگیر جلسه فردا باشد. ممکن است از نظر فیزیکی در خانه حضور داشته باشد، اما از نظر ذهنی هنوز در محل کار باشد.

    این همان هزینه‌ای است که در هیچ فیش حقوقی ثبت نمی‌شود.

    وقتی کار بخش زیادی از انرژی روانی فرد را مصرف می‌کند، طبیعی است که سهم کمتری از این انرژی برای زندگی شخصی باقی بماند.

    همیشه خستگی، جسمی نیست

    گاهی آدم بعد از یک روز کاری می‌گوید: «خیلی خسته‌ام»، در حالی که بخش زیادی از خستگی او جسمی نیست.

    فشار تصمیم‌گیری، مسئولیت، عجله، نگرانی، تعارض، مهلت‌های فشرده و تلاش برای حفظ تمرکز در طول روز، انرژی روانی زیادی مصرف می‌کنند.

    به همین دلیل ممکن است فرد حتی پس از یک روز کاری که از نظر جسمی سنگین نبوده، احساس کند دیگر توان انجام هیچ کاری را ندارد.

    اگر این فشار موقتی باشد، لزوماً مسئله بزرگی نیست. مشکل از جایی آغاز می‌شود که فشار روانی به وضعیت دائمی تبدیل شود و فرد فرصت کافی برای بازیابی نداشته باشد.

    آن وقت ممکن است خواب، تمرکز، انگیزه، خلق‌وخو و کیفیت روابط او تحت تأثیر قرار گیرد.

    مسئله فقط تاب‌آوری کارمند نیست

    در چنین شرایطی معمولاً اولین توصیه این است که فرد باید «تاب‌آورتر» باشد.

    تاب‌آوری مهم است، اما نمی‌توان تمام مسئولیت سلامت روان کارکنان را بر دوش خود آنها گذاشت.

    اگر حجم کار دائماً بیشتر از توان نیروی انسانی باشد، اگر فرد اختیار کافی برای تصمیم‌گیری نداشته باشد، اگر امنیت شغلی‌اش دائماً تهدید شود، اگر مدیر از کارکنان انتظار پاسخ‌گویی دائمی داشته باشد یا اگر مرز مشخصی میان ساعت کار و زمان استراحت وجود نداشته باشد، نمی‌توان همه چیز را با توصیه به «مثبت فکر کردن» حل کرد.

    سلامت روان در محیط کار فقط یک مسئله فردی نیست؛ بخشی از نحوه طراحی و مدیریت کار است.

    سازمانی که نیروی انسانی خود را فقط به عنوان «منبع تولید» می‌بیند، ممکن است در کوتاه‌مدت خروجی بیشتری بگیرد؛ اما در بلندمدت با خستگی، خطا، کاهش انگیزه، غیبت و از دست دادن نیروهای باتجربه روبه‌رو شود.

    هزینه‌ای که سازمان هم پرداخت می‌کند

    شاید تصور شود سلامت روان کارکنان موضوعی کاملاً شخصی است؛ چیزی مربوط به زندگی فرد که باید خودش آن را مدیریت کند. اما واقعیت این است که فشار روانی شغلی در نهایت به خود سازمان هم بازمی‌گردد.

    کاهش تمرکز، افزایش خطا، غیبت از کار، کاهش بهره‌وری، جابه‌جایی نیروی انسانی و کاهش کیفیت عملکرد، بخشی از هزینه‌هایی هستند که محیط کاری نامناسب می‌تواند ایجاد کند.

    برآوردهای جهانی نشان می‌دهد افسردگی و اضطراب سالانه حدود ۱۲ میلیارد روز کاری را در جهان از بین می‌برند و هزینه کاهش بهره‌وری ناشی از آنها نزدیک به یک تریلیون دلار در سال است.

    این اعداد نشان می‌دهند سلامت روان نیروی کار دیگر موضوعی تجملی یا حاشیه‌ای نیست؛ بخشی از بهره‌وری، ایمنی و پایداری نیروی انسانی است.

    شغلی که زندگی را می‌سازد، نه شغلی که زندگی را می‌بلعد

    کار می‌تواند برای انسان معنا، درآمد، اعتمادبه‌نفس، ارتباط اجتماعی و احساس مفید بودن ایجاد کند. بنابراین مسئله این نیست که کار را دشمن سلامت روان بدانیم.

    مسئله این است که چه زمانی یک شغل از یک بخش سالم زندگی، به عاملی برای فرسودگی تبدیل می‌شود؟

    شاید لازم باشد هنگام ارزیابی یک شغل، فقط نپرسیم «چقدر درآمد دارد؟»

    بپرسیم:

    چقدر از خواب من را می‌گیرد؟

    چقدر ذهن من را بعد از پایان ساعت کاری درگیر می‌کند؟

    چقدر از انرژی من برای خانواده باقی می‌گذارد؟

    چقدر فرصت استراحت واقعی دارم؟

    و آیا فردا صبح که دوباره به سر کار می‌روم، با ذهنی بازیابی‌شده می‌روم یا با خستگی روز قبل؟

    چون گاهی هزینه واقعی یک شغل در فیش حقوقی نوشته نمی‌شود.

    در خوابی که به‌هم می‌ریزد نوشته می‌شود؛ در حواس‌پرتی سر میز شام، در پیامی که درست در زمان استراحت می‌رسد، در خانواده‌ای که سهم کمتری از حضور ما دریافت می‌کند و در ذهنی که حتی بعد از پایان شیفت هم نمی‌تواند کار را خاموش کند.

    ساعت کاری ممکن است تمام شود؛ اما اگر ذهن فرصت خاموش شدن نداشته باشد، هزینه شغل همچنان ادامه دارد.

    پایان/

    نویسنده: نجمه باقرزاده
    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *