به گزارش موج ساحل- یادداشت مهدی زارعی، دبیر موسسه مردم نهاد جوانان معماران فردای جنوب
در جهان امروز، حکمرانی بیش از آنکه صرفاً به معنای اداره امور از سوی ساختارهای رسمی باشد، بر همکاری، گفتوگو و مشارکت گروههای مختلف جامعه استوار است. در این میان، توجه به ظرفیت جوانان و فراهم کردن زمینه حضور مؤثر آنان در فرآیند تصمیمسازی، یکی از محورهای مهم حکمرانی مشارکتی به شمار میرود.
در جهان امروز، حکمرانی دیگر صرفاً به معنای اداره امور از سوی ساختارهای رسمی نیست؛ بلکه مفهومی گستردهتر است که بر همکاری، گفتوگو، مشارکت اجتماعی و استفاده از ظرفیتهای متنوع جامعه استوار است. در چنین الگویی، جوانان نمیتوانند صرفاً مخاطب برنامهها و سیاستها باشند؛ آنان باید به عنوان یکی از مهمترین سرمایههای انسانی و اجتماعی کشور، در فرآیند تصمیمسازی و حل مسائل جامعه نقشآفرین باشند.
مسئله امروز، حضور جوانان نیست؛ کیفیت و اثرگذاری این حضور است.
سالهاست درباره ضرورت مشارکت جوانان سخن گفته میشود؛ اما میان «حضور جوانان در برنامهها» و «حضور جوانان در فرآیند تصمیمسازی» فاصلهای جدی وجود دارد. مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که جوان بتواند مسئلهای را شناسایی کند، ایده ارائه دهد، در گفتوگوهای تخصصی حضور داشته باشد، پیشنهاد خود را به فرآیند تصمیمسازی وارد کند و در نهایت، نتیجه سیاستها و تصمیمات را نیز ارزیابی کند.
از این منظر، حکمرانی مشارکتی جوانان یعنی عبور از رویکردی که در آن برای جوانان تصمیم گرفته میشود، به الگویی که در آن با جوانان تصمیم ساخته میشود.
جوان؛ از مخاطب برنامه تا کنشگر اجتماعی
نسل جوان امروز صرفاً دریافتکننده خدمات و برنامههای فرهنگی و اجتماعی نیست. جوانان در دانشگاه، تشکلهای مردمنهاد، رسانه، فضای مجازی، کسبوکار، عرصههای علمی، فرهنگی و اجتماعی، بخش مهمی از ظرفیت تولید فکر و حل مسئله جامعه را در اختیار دارند.
نادیده گرفتن این ظرفیت، به معنای از دست دادن بخشی از توان حل مسائل جامعه است.
در مقابل، زمانی که جوان احساس کند ایده، تخصص و مطالبه او شنیده میشود و میتواند در سرنوشت تصمیمات مؤثر باشد، مشارکت از یک مفهوم اداری و مناسبتی به یک تجربه واقعی اجتماعی تبدیل خواهد شد.
تشکلهای جوانان؛ حلقه اتصال جامعه و تصمیمسازی
در این میان، تشکلهای مردمنهاد جوانان میتوانند نقش مهمی در تبدیل مطالبات اجتماعی به ایدههای قابل اجرا داشته باشند.
تشکل توانمند، صرفاً برگزارکننده یک رویداد یا برنامه فرهنگی نیست؛ بلکه میتواند مسائل جامعه را از میدان واقعی زندگی مردم شناسایی کند، آنها را دستهبندی و تحلیل کند و برای حل آنها پیشنهاد ارائه دهد.
چنین نگاهی، تشکل جوانان را از یک مجموعه صرفاً اجرایی به یک ظرفیت اجتماعی برای حل مسئله تبدیل میکند.
مشارکت جوانان و سرمایه اجتماعی
یکی از مهمترین دستاوردهای مشارکت واقعی جوانان، تقویت سرمایه اجتماعی است.
اعتماد، احساس تعلق، مسئولیتپذیری و امید به اثرگذاری، زمانی تقویت میشود که افراد احساس کنند حضورشان در جامعه نتیجهای واقعی دارد.
جوانی که میبیند ایده او شنیده میشود، برای حل مسئله جامعه فرصت پیدا میکند و در مسیر تصمیمسازی سهم دارد، به جای فاصله گرفتن از جامعه، خود را بخشی از راهحل مسائل آن میبیند.
از همین منظر، مشارکت جوانان فقط یک موضوع مربوط به حوزه جوانان نیست؛ بلکه میتواند به تقویت انسجام اجتماعی و افزایش ظرفیت جامعه برای عبور از چالشها کمک کند.
رسانه؛ صدای جامعه و پل گفتوگو
رسانه نیز در این میان نقشی تعیینکننده دارد.
رسانه میتواند مسائل واقعی جامعه را به سطح گفتوگوی عمومی بیاورد، صدای جوانان را منعکس کند و میان جامعه و مسئولان زمینه گفتوگو ایجاد کند.
رسانه حرفهای فقط خبر را منتقل نمیکند؛ بلکه میتواند به مسئلهشناسی، گفتوگوسازی و مطالبهگری سازنده کمک کند.
از این منظر، رسانه، تشکلهای جوانان و ساختارهای تصمیمگیری میتوانند در کنار یکدیگر، شبکهای مؤثر برای شناسایی مسائل و ارائه راهکار ایجاد کنند.
از «جوانِ مجری» تا «جوانِ تصمیمساز»
شاید یکی از مهمترین تغییرات مورد نیاز در نگاه به جوانان، عبور از تعریف آنان به عنوان نیروی صرفاً اجرایی باشد.
جوانان نباید فقط زمانی وارد میدان شوند که تصمیم گرفته شده و نوبت اجرای برنامه رسیده است.
مشارکت واقعی یعنی حضور جوان از مرحله شناسایی مسئله و ایدهپردازی تا طراحی، اجرا و ارزیابی ادامه داشته باشد.
جوان در این الگو نه صرفاً مخاطب است، نه صرفاً مجری و نه فقط مطالبهگر؛ بلکه کنشگر اجتماعی و شریک در فرآیند حل مسئله است.
سخن پایانی
آینده حکمرانی، به میزان توانایی ساختارها برای شنیدن صداهای مختلف جامعه وابسته است و در این میان، صدای نسل جوان باید از سطح شعارهای مناسبتی عبور کند و به عرصه واقعی تصمیمسازی برسد.
جوانان، مسئله جامعه نیستند؛ بخشی از راهحل مسائل جامعهاند.
اگر قرار است از حکمرانی مشارکتی سخن بگوییم، باید جوان را نه صرفاً در کنار برنامهها، بلکه در کنار فرآیند تصمیمسازی ببینیم.
باید از «حکمرانی برای جوانان» به سمت «حکمرانی با جوانان» حرکت کرد؛ مسیری که میتواند مشارکت اجتماعی را از یک شعار به یک سازوکار واقعی برای ساختن آینده تبدیل کند.
۳ روز پرکار؛ ۳۳ جلسه با ۳۳ سرمایهگذار








دیدگاهتان را بنویسید