×
×

تشکل دانشجویی؛ تریبونی برای مطالبه‌گری، نه سکویی برای منفعت‌طلبی

  • کد نوشته: 26066
  • شهریور ۲, ۱۴۰۵
  • 41 بازدید
  • حجت خاوند، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد بندرعباس، با تأکید بر اهمیت استقلال تشکل‌های دانشجویی، اصالت نیروهای تشکیلاتی و توجه به مسائل واقعی دانشجویان، معتقد است اثرگذاری اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که تشکل‌ها از نمایش سیاسی فاصله گرفته و اعتماد بدنه دانشجویی را مبنای فعالیت خود قرار دهند.
    تشکل دانشجویی؛ تریبونی برای مطالبه‌گری، نه سکویی برای منفعت‌طلبی
  • به گزارش موج ساحل، تشکل‌های دانشجویی می‌توانند یکی از مهم‌ترین بسترهای مشارکت جوانان در مسائل دانشگاه و جامعه باشند؛ ظرفیتی که اگر با استقلال، مطالبه‌گری و توجه به مسائل واقعی دانشجویان همراه شود، می‌تواند فراتر از فضای دانشگاه نیز اثرگذار باشد. در مقابل، فاصله گرفتن از بدنه دانشجویی و تبدیل فعالیت تشکیلاتی به مسیری برای منافع فردی یا سیاسی، می‌تواند از اعتماد و کارکرد واقعی این تشکل‌ها بکاهد.

    در همین راستا، حجت خاوند، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد بندرعباس، در گفت‌وگویی به بیان دیدگاه‌های خود درباره استقلال تشکل‌های دانشجویی، نسبت آنها با جریان‌های سیاسی، دغدغه‌های واقعی دانشجویان و مسیر اثرگذاری اجتماعی این تشکل‌ها پرداخته است.

     

    از نگاه شما، یک تشکل دانشجویی برای اینکه بتواند صدای واقعی دانشجویان باشد و اثرگذاری خود را در دانشگاه و جامعه حفظ کند، بیش از هر چیز به چه نوع استقلال و چه پشتوانه‌ای نیاز دارد؟

    به باور من، برای اینکه یک تشکل دانشجویی بتواند از حصارهای فیزیکی دانشگاه فراتر رود و به صدای واقعی نسل جوان تبدیل شود، باید ابتدا «معیار جذب و پرورش» خود را بازبینی کند. تأثیرگذاری در جامعه، محصول «اصالت» است، نه «نمایش».

    ما معتقدیم تشکل‌های دانشجویی باید به مثابه یک «مدرسه تربیت انسانی» باشند، نه «پله‌ای برای صعود به جایگاه‌های سیاسی». متأسفانه در برخی جریان‌ها، تریبون‌های تشکلی به ابزاری برای دیده شدن افراد تبدیل شده است؛ افرادی که شاید در ابتدا با اهداف والای دانشجویی ظاهر شوند، اما در نهایت مشخص می‌شود که این فضا را تنها برای رسیدن به منافع شخصی یا حزبی به کار گرفته‌اند.

    تجربه ما نشان داده است که هر اندازه به فردی فرصت، تریبون و اعتماد داده شود، اگر «بنیه اعتقادی» و «اصالت اخلاقی» در او نباشد، در نهایت تحت تأثیر جذابیت‌های عافیت‌طلبانه قرار می‌گیرد و به همان ماهیتی بازمی‌گردد که پیش از ورود به این مسیر داشت. در واقع، صیقل دادن کسی که اساساً برای این مسیر ساخته نشده، تنها باعث می‌شود که او با ابزارهای ما، اهداف خود را پیش ببرد.

     

    وقتی یک تشکل دانشجویی با جریان‌های سیاسی و حزبی ارتباط دارد، مرز میان «تعامل و استفاده از ظرفیت‌ها» با «وابستگی و تأثیرپذیری» کجاست و این مرز در عمل چگونه باید حفظ شود؟

    به نظر من، مرز اصلی را باید در اصالت تشکل و نیروهای آن جست‌وجو کرد. تشکل دانشجویی نباید به محلی برای تأمین منافع فردی و سیاسی تبدیل شود. اگر فردی با هدف رسیدن به جایگاه یا منفعت شخصی وارد فضای تشکلی شود، طبیعی است که در ادامه تحت تأثیر جذابیت‌های عافیت‌طلبانه قرار بگیرد.

    به همین دلیل، ما بر این باوریم که فعالیت تشکیلاتی باید بر پایه انسان‌هایی شکل بگیرد که دغدغه اصلی‌شان تغییر در جامعه است، نه تغییر در جایگاه شغلی یا سیاسی خودشان. اگر این اصالت حفظ شود، تشکل می‌تواند ارتباط و تعامل داشته باشد، اما هویت و مسیر خودش را از دست ندهد.

     

    اگر در مقطعی میان یک مطالبه یا دستور حزبی و نیاز واقعی دانشجویان تعارضی شکل بگیرد، یک تشکل دانشجویی چگونه باید تصمیم بگیرد و چه چیزی باید معیار نهایی موضع‌گیری آن باشد؟

    در چنین شرایطی، معیار باید دغدغه و مسئله واقعی نسل دانشجو و جامعه باشد، نه منفعت شخصی یا حزبی. تشکل دانشجویی زمانی می‌تواند صدای مؤثر باشد که تریبون خود را در اختیار مسائل واقعی دانشجویان قرار دهد.

    ما معتقدیم به جای شعارهای انتزاعی، باید به سراغ مسائل ملموس نسل جوان رفت تا جامعه ببیند تشکل، بازوی اجرایی و دلسوز جوانان است، نه ویترینی برای نمایش‌های سیاسی.

     

    به نظر شما چرا گاهی تشکل‌های دانشجویی از مسائل واقعی بدنه دانشجویی فاصله می‌گیرند و برای اینکه دوباره اعتماد و همراهی دانشجویان را به دست آورند، چه تغییری در شیوه فعالیت و مطالبه‌گری آنها لازم است؟

    یکی از دلایل این فاصله می‌تواند این باشد که فعالیت تشکیلاتی از هدف اصلی خود فاصله گرفته و به محلی برای دیده شدن افراد تبدیل شده است. وقتی دغدغه تغییر در جامعه جای خود را به دغدغه جایگاه شخصی بدهد، طبیعی است که فاصله میان تشکل و بدنه دانشجویی بیشتر شود.

    برای بازگشت اعتماد، باید دوباره به دغدغه‌های واقعی دانشجویان توجه کرد. تشکل باید نشان دهد که مسئله‌اش صرفاً برگزاری برنامه یا داشتن تریبون نیست، بلکه می‌خواهد در کنار دانشجو و برای حل مسائل واقعی او حضور داشته باشد.

     

    به نظر شما یک تشکل دانشجویی چگونه می‌تواند از فضای صرفاً درون دانشگاه فراتر برود و بدون گرفتار شدن در جریان‌های سیاسی، به یک صدای مؤثر برای مسائل اجتماعی و دغدغه‌های نسل جوان تبدیل شود؟

    به باور من، تشکل باید بتواند انسان‌هایی را تربیت کند که دغدغه اجتماعی داشته باشند و در آینده نیز این نگاه را با خود همراه کنند. تشکل‌های دانشجویی باید یک «مدرسه تربیت انسانی» باشند.

    اگر دانشجویی امروز در دانشگاه فعالیت می‌کند و فردا در جایگاه‌های مختلف اجتماعی قرار می‌گیرد، نباید فراموش کند که تریبونش را مدیون چه کسانی است و نباید اجازه دهد عافیت‌طلبی، صدای حق‌طلبانه او را خفه کند.

    در نهایت، صدای مؤثر آن است که بتواند از میان «صداهای پوشالی» متمایز شود و ارتباط خودش را با مسائل واقعی جامعه حفظ کند.

     

    با توجه به ظرفیت بالای جوانان و دانشجویان هرمزگان، اگر قرار باشد فعالیت تشکل‌های دانشجویی در سال‌های آینده اثرگذارتر و مستقل‌تر شود، چه تغییری را بیش از همه ضروری می‌دانید و چه آینده‌ای را برای این جریان متصور هستید؟

    به نظرم مهم‌ترین تغییر، بازگشت به اصالت فعالیت تشکیلاتی و سرمایه‌گذاری روی انسان‌های اصیل است؛ کسانی که دغدغه‌شان تغییر در جامعه است، نه رسیدن به یک جایگاه.

    اگر تشکل‌ها بتوانند این مسیر را دنبال کنند، از شعار فاصله بگیرند، دغدغه‌های واقعی نسل جوان را ببینند و سازوکاری ایجاد کنند که فعالیت تشکیلاتی به «بازار تبادلی» برای کسب پست‌های سیاسی تبدیل نشود، می‌توان به آینده این جریان امیدوار بود.

    ما می‌خواهیم دانشجویی تربیت کنیم که اگر امروز در دانشگاه است و فردا در جایگاه‌های اجتماعی قرار می‌گیرد، هرگز فراموش نکند که تریبونش را مدیون چه کسانی است و اجازه ندهد عافیت‌طلبی، صدای حق‌طلبانه او را خاموش کند

    پایان

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *