×
×

«آب کم شده یا ما بیشتر از توان طبیعت مصرف کرده‌ایم؟»

  • کد نوشته: 26244
  • شهریور ۷, ۱۴۰۵
  • 191 بازدید
  • وقتی درباره بحران آب صحبت می‌کنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن می‌رسد خشکسالی، کاهش بارندگی و افزایش دماست. این عوامل قطعاً اثرگذارند، اما اگر بخواهیم مسئله آب را فقط به تغییرات اقلیمی محدود کنیم، بخش مهمی از واقعیت را ندیده‌ایم.
    «آب کم شده یا ما بیشتر از توان طبیعت مصرف کرده‌ایم؟»
  • یادداشت | آب و چالش‌های مدیریت منابع؛ به قلم صدیقه دهقانی تلگردوئی خبرنگار موج ساحل

    الگوهای جوی تغییر کرده‌اند، میانگین بارش کشور کاهش پیدا کرده و همزمان با افزایش دما، میزان تبخیر هم بیشتر شده است. یعنی حتی همان مقدار بارشی که دریافت می‌کنیم، سریع‌تر از گذشته از دسترس خارج می‌شود. طبیعی است که در چنین شرایطی دسترسی به آب دشوارتر شود.

    اما در کنار تغییر اقلیم، مسئله مهم دیگری هم وجود دارد و آن نحوه مدیریت و مصرف منابع آب است. بخش قابل توجهی از مشکلات امروز آب، نتیجه تصمیم‌هایی است که طی سال‌های مختلف درباره افزایش جمعیت، توسعه سکونت، کشاورزی، الگوی کشت، استقرار صنایع و نحوه استفاده از منابع آب گرفته شده است.

    در مقاله‌ای از دکتر روح‌الله اسلامی نیز بر همین موضوع تأکید شده و سهم عواملی مانند حکمرانی نامناسب، افزایش جمعیت، توسعه نامناسب سکونت، سیاست خودکفایی، جانمایی صنایع آب‌بر و اصلاح نشدن الگوی مصرف و کشت، در بحران آب بسیار بیشتر از تغییرات اقلیمی ارزیابی شده است. در این تحلیل، سهم تغییر اقلیم حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد عنوان شده است.

    به همین دلیل، نمی‌توان همه مشکلات آب را به خشکسالی و تغییر اقلیم نسبت داد. اگر در یک منطقه با کاهش بارندگی روبه‌رو هستیم، این فقط یک طرف ماجراست. طرف دیگر این است که در همان منطقه چه تعداد جمعیت ایجاد کرده‌ایم، چه محصولی می‌کاریم، چه صنایعی مستقر کرده‌ایم و اساساً چقدر بیشتر از ظرفیت طبیعی منطقه برای آن نیاز ایجاد کرده‌ایم.

    وقتی مسئله آب به شبکه توزیع می‌رسد

    یکی از نمودهای این مسئله را می‌توان در موضوع انشعابات و برداشت‌های غیرمجاز دید.

    این موضوع را نمی‌توان فقط یک تخلف فردی یا اداری دانست. شبکه توزیع آب به هم پیوسته است و هر برداشت خارج از ضابطه، به‌خصوص در مناطقی که با محدودیت منابع یا افت فشار روبه‌رو هستند، می‌تواند روی دسترسی سایر مشترکان هم اثر بگذارد.

    در بازدیدهای میدانی، یکی از مواردی که گاهی جلب توجه می‌کند، فاصله میان کاربری ثبت‌شده ملک و نوع واقعی مصرف است. ممکن است ملکی در سوابق به عنوان واحد مسکونی ثبت شده باشد، اما در عمل برای فعالیت ساختمانی یا تجاری مورد استفاده قرار گیرد، بدون اینکه نوع انشعاب و الگوی مصرف متناسب با این تغییر اصلاح شده باشد.

    در نگاه اول شاید موضوع فقط یک انشعاب یا یک ملک باشد، اما وقتی این موارد در مقیاس بزرگ‌تر دیده شوند، مسئله شکل دیگری پیدا می‌کند. کشوری که منابع آب محدودی دارد، نمی‌تواند نسبت به نحوه برداشت و مصرف آب بی‌تفاوت باشد.

    بنابراین مسئله فقط این نیست که چه مقدار آب از شبکه برداشت می‌شود. باید دید این برداشت چگونه انجام می‌شود و با چه ضابطه‌ای انجام می‌شود.

    از این زاویه، برخورد با انشعاب غیرمجاز فقط یک اقدام نظارتی نیست. موضوع به حفظ پایداری شبکه و حقوق سایر مشترکان هم مربوط می‌شود.

    اگر کمی از موضوع انشعابات فاصله بگیریم و به تصویر بزرگ‌تر نگاه کنیم، اعداد موجود درباره منابع آب کشور قابل تأمل هستند.

    طبق آخرین گزارش‌های منتشرشده از شرکت مدیریت منابع آب ایران، ۹۸ میلیارد مترمکعب، معادل ۸۶ درصد از ۱۱۴ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر کشور، سالانه مصرف می‌شود. همچنین به طور متوسط سالانه حدود ۵/۷ میلیارد مترمکعب به کسری مخازن آب‌های زیرزمینی اضافه می‌شود.

    این اعداد نشان می‌دهند که مسئله فقط کم شدن بارندگی نیست. باید درباره این هم فکر کنیم که با آبی که داریم چه می‌کنیم و این آب در چه بخش‌هایی مصرف می‌شود.

    تعداد چاه‌ها نیز از حدود ۴۷ هزار حلقه پیش از انقلاب به حدود ۸۶۰ هزار حلقه رسیده است. وقتی این افزایش را در کنار فشار واردشده به منابع آب زیرزمینی قرار می‌دهیم، می‌توان بهتر فهمید که برداشت از منابع آب در چند دهه گذشته تا چه اندازه افزایش پیدا کرده است.

    از طرف دیگر، اینکه ۷۲ درصد سطح زمین را آب پوشانده، نباید این تصور را ایجاد کند که آب برای مصرف انسان فراوان و نامحدود است. حدود ۹۷ درصد آب‌ها شور هستند و برای مصرف مستقیم انسان مناسب نیستند. آن بخش از آب که واقعاً برای زندگی و فعالیت‌های انسانی در دسترس است، بسیار محدودتر از چیزی است که در نگاه اول تصور می‌کنیم.

    اینجاست که یک سؤال مهم مطرح می‌شود: برای هر واحد آبی که مصرف می‌کنیم، چه ارزش اقتصادی، اجتماعی یا غذایی ایجاد می‌کنیم؟

    اگر با آب صرفاً اشتغال ایجاد کنیم، اما این اشتغال در بخش‌هایی باشد که آب زیادی مصرف می‌کنند و در مقابل ارزش افزوده یا ارزش غذایی متناسبی ایجاد نمی‌کنند، در واقع هزینه آن اشتغال را از منابع آبی کشور پرداخت کرده‌ایم.

    کشت‌های آب‌بر و غیراستراتژیک با ارزش افزوده پایین، نمونه‌ای از همین مسئله هستند. وقتی آب محدود است، باید ببینیم هر مترمکعب آب کجا مصرف می‌شود و در مقابل چه نتیجه‌ای به دست می‌آید.

    کشاورزی را نمی‌توان نادیده گرفت

    در این میان، نقش کشاورزی روشن است. بیش از ۹۰ درصد مصرف آب کشور در این بخش انجام می‌شود و به همین دلیل، اصلاح الگوی مصرف آب در کشاورزی یکی از مهم‌ترین موضوعات مدیریت بحران آب است.

    البته مسئله فقط این نیست که کشاورزی چه مقدار آب مصرف می‌کند. باید دید این آب برای تولید چه محصولی و با چه میزان بهره‌وری مصرف می‌شود.

    ادامه کشت محصولات آب‌بر و غیراستراتژیک در مناطقی که ظرفیت آبی محدودی دارند، فشار بیشتری به منابع زیرزمینی و سطحی وارد می‌کند. در چنین شرایطی اصلاح الگوی کشت، انتخاب محصول متناسب با ظرفیت آبی هر منطقه و افزایش بهره‌وری آب، دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ بخشی از ضرورت مدیریت منابع آب است.

     

    صنعت هم باید با ظرفیت آب هماهنگ باشد

    مسئله فقط کشاورزی نیست. جانمایی صنایع آب‌بر نیز اهمیت زیادی دارد.
    وقتی صنعتی که نیاز زیادی به آب دارد در منطقه‌ای مستقر می‌شود که منابع آب کافی ندارد، تأمین آب آن طبیعتاً به هزینه و انرژی بیشتری نیاز خواهد داشت. نمونه‌هایی مانند استقرار صنایع فولادی در مناطق دور از سواحل، نشان می‌دهد که مسئله آب با آمایش سرزمین ارتباط مستقیمی دارد.

    قرار نیست هر منطقه‌ای هر نوع فعالیتی را به هر قیمتی در خود جای دهد. اگر جمعیت و فعالیت‌های آب‌بر را در مناطقی مستقر کنیم که ظرفیت آبی محدودی دارند، بعد برای تأمین آب آنها مجبور به انتقال آب، صرف انرژی بیشتر و ایجاد هزینه‌های سنگین می‌شویم.

    به همین دلیل بحران آب فقط مسئله شرکت‌های آب و فاضلاب نیست. آبفا یکی از بخش‌های مهم زنجیره تأمین و توزیع آب است، اما تصمیم‌گیری درباره کشاورزی، صنعت، جمعیت، توسعه شهری و آمایش سرزمین هم مستقیماً با آب ارتباط دارد.

    در کنار این مسائل، نمی‌توان نقش مشترکان را هم نادیده گرفت.

    در بازدیدهای میدانی گاهی با نشتی داخل منازل، مصرف‌های غیرضروری، استفاده خارج از نوع کاربری و انشعابات غیرمجاز مواجه می‌شویم. شاید هرکدام از این موارد در مقیاس یک ملک کوچک به نظر برسد، اما وقتی همین رفتار در تعداد زیادی از مشترکان تکرار شود، اثر آن دیگر کوچک نیست.

    البته بهتر است بین «مصرف آب» و «هدر دادن آب» تفاوت قائل شویم. مصرف آب برای زندگی ضروری است، اما بسیاری از هدررفت‌ها قابل پیشگیری هستند. رسیدگی به نشتی، استفاده درست از تأسیسات، رعایت الگوی مصرف و جلوگیری از برداشت غیرمجاز، کارهایی است که هر مشترک می‌تواند انجام دهد.

    در عین حال، برخورد با تخلف هم باید هدفمند باشد. هدف از برخورد با انشعاب غیرمجاز نباید فقط تشکیل پرونده یا اعمال جریمه باشد. هدف این است که مصرف در چارچوب قانون قرار بگیرد و حقوق سایر مشترکان حفظ شود.

    وقتی منابع محدود هستند، حتی یک تخلف کوچک هم اگر در مقیاس گسترده تکرار شود، می‌تواند اثر قابل توجهی داشته باشد.

    آب فقط مسئله امروز نیست

    گرما و کم‌آبی در هرمزگان واقعیتی است که نمی‌توان از آن فرار کرد. مردم این استان سال‌هاست با گرمای شدید زندگی می‌کنند، اما وقتی افزایش دما با کاهش بارندگی و افزایش تبخیر همراه می‌شود، فشار بیشتری به منابع آب وارد خواهد شد.

    در چنین شرایطی دیگر نمی‌توان آب را یک منبع همیشگی و نامحدود فرض کرد.

    آب فقط یک خدمت عمومی نیست که با باز کردن شیر در اختیار ما قرار بگیرد. پشت هر لیتر آبی که به خانه یا محل کار می‌رسد، منابع، تأسیسات، انرژی، نیروی انسانی، هزینه انتقال و یک شبکه گسترده قرار دارد.

    از طرف دیگر، مسئله آب فقط مربوط به امروز نیست. اگر امروز منابع آب زیرزمینی را بیش از ظرفیت برداشت کنیم یا توسعه را بدون توجه به ظرفیت آبی مناطق ادامه دهیم، هزینه آن را در آینده پرداخت خواهیم کرد.

    برای همین مدیریت آب باید چند موضوع را همزمان در نظر بگیرد:

    مدیریت مصرف، جلوگیری از هدررفت، برخورد با برداشت‌های غیرمجاز، اصلاح الگوی کشت، توجه به ارزش اقتصادی آب، جانمایی درست صنایع و جمعیت و مهم‌تر از همه، توجه به ظرفیت واقعی هر منطقه.

    در حوزه انشعابات غیرمجاز، ما فقط با یک لوله یا یک کنتور مواجه نیستیم؛ پشت هر انشعاب، مسئله عدالت در توزیع آب هم وجود دارد. وقتی فردی خارج از ضابطه از شبکه برداشت می‌کند، در واقع از سهمی استفاده می‌کند که شبکه برای مجموعه مشترکان در نظر گرفته است.

    بنابراین رعایت قانون در این حوزه فقط یک موضوع اداری نیست؛ بخشی از مسئولیت اجتماعی هر مشترک است.

    اگر بخواهیم از بحران آب عبور کنیم، نه فقط با جریمه و برخورد قانونی موفق می‌شویم و نه فقط با توصیه به مردم برای کمتر مصرف کردن. هر دو لازم هستند، اما کافی نیستند.

    همان‌طور که از یک طرف باید با انشعاب غیرمجاز و برداشت خارج از ضابطه برخورد شود، از طرف دیگر باید درباره اینکه آب کشور در کجا، برای چه کاری و با چه بازدهی مصرف می‌شود، تصمیم‌های جدی‌تری گرفته شود.

    وقتی ۹۸ میلیارد مترمکعب از ۱۱۴ میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر کشور مصرف شده و سالانه حدود ۵/۷ میلیارد مترمکعب به کسری مخازن آب‌های زیرزمینی اضافه می‌شود، دیگر نمی‌توان مسئله آب را فقط به یک تابستان گرم یا یک دوره خشکسالی نسبت داد.

    ما امروز بیش از هر چیز به یک تغییر نگاه نیاز داریم؛ اینکه آب را متناسب با ظرفیت واقعی سرزمین مصرف کنیم، نه متناسب با نیازهایی که خودمان بدون توجه به ظرفیت منابع ایجاد کرده‌ایم.

    در هرمزگان، گرما و کم‌آبی واقعیتی است که نمی‌توان از آن فرار کرد، اما می‌توان نحوه مواجهه با آن را تغییر داد. اگر قانون، مدیریت صحیح، نظارت، اصلاح الگوی مصرف و مسئولیت‌پذیری مردم در کنار هم قرار بگیرند، می‌توان فشار کمتری به منابع آب و شبکه وارد کرد.

    آب شاید برای ما با باز کردن یک شیر فقط چند ثانیه فاصله داشته باشد، اما پشت همان چند ثانیه، منابع محدودی قرار گرفته که اگر درست مدیریت نشوند، جبران آنها به سادگی ممکن نیست.

    پایان /

    نویسنده: صدیقه دهقانی

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *